جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

337

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

از دروازه به حياط داخلى وارد مىشوند كه از بيست تا بيست و پنج يا رد طول و دوازده تا پانزده يا رد پهنا دارد و در وسط آن يك سكوى گلى يا « چابوترا « 1 » » است كه معمولا جاى مرغ و فضولات است و غرض وجودى آن خوابيدن مسافران در فصل تابستان است . بر ديوارهاى حياط در دو و بعضى وقت‌ها سه طرف سوراخ تعبيه و آخور تهيه مىشود كه كاه ، جو يا كاه گندم را در آنجا خوراك اسبها مىريزند و در هواى گرم اسبها را آنجا با افسار مىبندند . چاپارچى ايرانى درون اين ديوارهاى دوآخوره طويله‌هاى دراز براى فصل زمستان هست كه فقط از در كوتاهى به آنجا نور مىرسد و هواكش ندارد و انباشته از پهن و بوى بد است . در يكى از اين طويله‌ها در كنار اسب‌ها غلام پست و مستخدمين

--> ( 1 ) - شايد كلمهء هندى است . م .